X
تبلیغات
شکارچی و طبیعت

چهارشنبه 1 خرداد1392

طبيعت گردي در كوههاي روستاي اينجار

               

 

             


بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 21:36 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 23 مهر1391

آیا باید زنده ماند ؟

دکتر شریعتی می گوید :

اگر در صحنه نیستی ، هر جا که می خواهی باش ، چه به شراب نشسته باشی و چه به نماز ایستاده باشی ، هر دو یکی است.

آخرین پستم به دو سال پیش بر می گردد. در این دو سال حوادث متعددی رخ داده که نه این وبلاگ بلکه دهها وبلاگ هم نمی توانند آثار آن را انعکاس دهند. بازنگشتم که فقط اینجا بنویسم. بازگشتم تا هم بنویسم و هم عمل کنم. عمل کنم به آنچه می نویسم. سخنی است که می گوید" بزرگی و کوچکی عمل ارزش ندارد.جهت عمل است که ارزش دارد." مهم این است به آنچه که ایمان دارم عمل کنم. وضعیت محیط طبیعی آنچنان وخیم است که برخی امیدی به احیای آن ندارند. این عده بر این عقیده اند که ما ها فقط می نویسیم و می گوییم و آن چشم ها و گوش هایی که باید ببینند و بشنوند ، نه می بینند و نه می شنوند. پس باید خودمان بر نوشته ها و گفته هایمان تا آنجایی که می توانیم عمل کنیم. همه نیک می دانیم که اداره محیط زیست عملا به دنبال برنامه های سوخته ای است که زمان اجرای آنها سالها گذشته اما به دلیل پرداخت به امور داخلی و حواشی از اجرای آنها عقب مانده و زمانی برای محافظت از طبیعت و حیات وحش ندارد و حیات وحش را در چند گونه پرنده ی پر جمعیت خلاصه کرده است. پس باید هرکس به وسع خود در کمک به طبیعت از هیچ عملی مضایقه نکند.

 

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 22:37 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 9 آبان1389

شکوه هشتسر 2

اینجا هشتسر است. روزگاری خوش داشته و هم اکنون روزگاری ناخوش را سپری می نماید. خوشبختانه طبیعت و حیات وحش در هشتسر همچنان نفس می کشد. تا اواسط دهه ی ۷۰ شمسی می شد کل و بزهایی را در این کوه مشاهده کرد. اما امروز اگر خوش شانس باشید فقط ۵-۴ راس از آنها را آن هم در فصل سرما و در چند روز می شود در هشتسر دید. جمعیت کبک هشتسر بر خلاف سایر نقاط روبه کاهش است. دلیل این امر بر می گردد به اهالی روستای تازه کند. روزها با اسلحه های فاقد مجوز و یا با مجوز و شبها بوسیله ی چراغ قوه و فانوس ، دست به نسل کشی می زنند. شب هایی پیش آمده است که بیش از ۵۰ قطعه کبک را از پای در آورده اند. دیگر کبک زیادی در هشتسر باقی نمانده است. روز جمعه بنده این امر را حس کردم. از کبک دری اطلاعات زیادی در دست نیست. عده ای معتقدند که نسل کبک دری در هشتسر منقرض گشته است. اما عده ای دیگر بر این اعتقادند که کبک دری در هشتسر وجود دارد آن هم به تعدادی بیش از انگشتان دو دست. با این وجود نمی شود به هیچکدام از این منابع اعتماد کرد. بهترین راه این است که دو روز را برای پیدا کردن کبک دری در هشتسر اختصاص دهیم تا از شر اخبار و اطلاعات کذب رهایی یابیم.

بقيه تصاوير در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 11:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1 آبان1389

شکوه هشتسر

روز جمعه به دعوت آقای عبداللهی که نسبت فامیلی هم با ایشان داریم به روستای اینجار رفتیم تا همراه ایشان به شکاری هم بپردازیم. هوا بسیار مطبوع و خوب بود. ساعت ۸ روستا را به طرف شهر هوراند ترک کردیم. از شهر هوراند راهی خاکی و بسیار ناهموار به سمت قله ی کوه هشتسر می رود. پس از ۱۰ کیلومتر طی این راه ناهموار به شکارگاه رسیدیم. شکارگاهی زیبا و با عظمت که این صفات خود را مدیون کوه هشتسر است. زیبایی هشتسر وصف ناشدنی است و باید آنرا یا چشم دید و با حواس دیگر درک کرد. پس از ۴-۳ ساعت گردش در شکارگاه برای صرف ناهار به چشمه ای که آب گوارایی داشت بازگشتیم. مشغول خوردن ناهار بودیم که ۲ نفر از شکارچیان هوراندی نیز مهمانمان شدند. پس مدتی ۲ نفر از ماموران منابع طبیعی که از ارتفاعات باز می گشتند نیز به ما پیوستند و ناهار را مهمان ما بودند. هر چه به ساعات پایانی روز نزدیک می شدیم مه پایین تر می آمد و ما را برای رفتن مصمم تر می کرد. در پایان تصاویر بسیار زیبایی که البته با گوشی موبایل گرفته شده اند را نیز مشاهده فرمایید.

 

کبکی که در ۱۵۰ متری محل اصابت ساچمه سقوط کرده بود

 

بقیه تصاویر را در ادامه مطلب ببینید 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 15:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 18 مهر1389

در شکارگاه

فصل شکار آغاز گشته و شکارچیان خود را به طبیعت گره زدند. پروانه ی شکار که صحبتی را باقی نگذاشته است. بسیار بجا و منصفانه از اول مهر ماه آغاز شکار را کلید زدند. شکار برای ما زندگی با طبیعت را به ارمغان می آورد. شکار ما را به دل کوهها و دشت ها می کشاند و عظمت خدای متعال را پیش چشمانمان می آورد. درس زندگی به ما می آموزد. زندگی در شرایط مختلف را پیش پایمان می نهد. خلاصه شکار دنیا را برای ما متفاوت می کند. و اما ، امسال قصد ندارم زیاد تصاویر شکار را به نمایش بگذارم. دلیل آن هم سخن بسیار زیبای دوستی بود که توصیه ای دوستانه به بنده نمودند. شاید خودشان هم این متن را مطالعه نمایند. ایشان گفتند که تصاویر شکار را برای غیر شکارچی نمایش ندهید. در مورد این سخن بسیار فکر کردم و با خود کلنجار رفتم و زمانی که شرایط جامعه را با این فضا سنجیدم ، مشاهده کردم که سخن بر حقی است. بازدید کنندگان از وبلاگ های ما شکارچیان ، همگی شکارچی نیستند و سایر اقشار جامعه علی الخصوص طبیعت دوستان و یا حتی شهروندان عادی نیز در وبلاگ ها حضور پیدا می کنند. اتفاقا زمان بیان این سخن مصادف بود با برخی مسایل که مطرح شد و بی احترامی ها و سپس تکذیب های گوناگونی که رخ داد و النهایه برخی ها مسئله را پشت گوش انداختند و خود را بر حق جلوه دادند. لذا بر این شدم تا برای پیشگیری مجدد از بروز چنین حوادثی ، از تصاویر شکار کم تری استفاده کنم تا بلکه بتوانم از بی احترامی ها و سوء تفاهم ها جلوگیری کنم.

۸ مهر اولین شکار امسال بود. همراه برادر بزرگترم که اسلحه ی دولول سوار با مارک آکار ترکیه خریداری کرده ، به شکارگاهی در منطقه ی هوراند رفتیم. هوا نسبتا گرم و آسمان صاف بود. کبک زیادی هم در شکارگاه بود و شرایط را برای شکار فراهم می نمود. پس از ۲ ساعت گردش در شکارگاه توانستیم ۷ قطعه کبک شکار کنیم. پس از شکار برای استراحت و صرف ناهار به کنار رودخانه ی کوچک شکارگاه آمدیم.

اما در پنجشنبه و جمعه ی هفته ای که گذشت نیز به شکار پرداختیم. روز پجشنبه همراه پدر و دوستی دیگر به شکارگاهی که دوستمان می شناخت رفتیم. کبک خوبی در شکارگاه بود اما از لحاظ محیطی مکان بسیار سختی برای راه رفتن بود. صخره های تیز و صعب العبور کار را برای شکار بسیار مشکل کرده بود. ما توانستیم ۳ کبک شکار کنیم. بعد از ظهر هم من و پدرم به دامنه های کوه با صلابت هشتسر رفتیم و ۴ کبک هم در آنجا شکار کردیم. در مجموع روز خوبی نبود ، چون ۵ کبک را در شکارگاه گم کردیم!!! این هم به دلیل صخره ای بودن شکارگاه بود. گم شدن کبک برای من که بسیار دردناک است. یا اصلا تیر به هدف اصابت نکند و یا اگر اصابت نمود ، کبک را پیدا کنیم. این اتفاقات موجب می شود تا شکارچی محتاط تر تیراندازی کرده و فقط در درصدهای بالا اقدام به شلیک کند. صبح روز جمعه هم ۴ نفره به شکار رفتیم. باد می وزید و پیدا کردن و پراندن کبک بسیار دشوار بود. تا ظهر در شکارگاه بودیم و فقط ۳ کبک شکار کردیم. این بود خلاصه ای از شکارمان در هفته های گذشته.

  

  

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 19:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه 17 مهر1389

قانون شکار و صید

 

برخی از قوانین عمومی بوده و عموم مردم برای دانستن حق خود و دفاع از آن بایستی از آنها آگاهی داشته باشند. مانند قانون اساسی و یا قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی. برخی دیگر از قوانین هم برای صنف و قشر خاصی از مردم بوده و افراد تحت شمول آن محدود ترند. مانند قانون مجازات نیروهای مسلح یا قانون مطبوعات و ... . برای شکارچیان و صیادان نیز قانون مدونی به نام قانون شکار و صید وجود دارد. قانون شکار و صید مصوب ۱۶/۳/ ۱۳۴۶ می باشد که به تاریخ هاي ۳/۱۰/۵۳ و ۲۵/۹/۷۵ مورد اصلاح قرار گرفته است. در زیر موادی کاربردی از قانون را که ارتباط تنگاتنگی با شکارچیان دارد را از نظر می گذرانید :

ماده‌ 10ـ هركس‌ مرتكب‌ اعمال‌ زير شود به‌ جزاي‌ نقدي‌ از يكصدهزار(100000) تا يك‌ ميليون 

(1000000)ريال‌ يا حبس‌ از يك‌ ماه‌ تاشش‌ ماه‌ محكوم‌ مي‌شود.

الف‌ـ شكار و صيد جانوران‌ وحشي‌ عادي‌ بدون‌ پروانه‌
.

ب‌ـ شكار و صيد بيش‌ از ميزان‌ مندرج‌ در پروانه‌ و يا خلاف‌ مقررات‌ و خارج‌ از محلهاي‌ مندرج‌ در پروانه‌
.

ج‌ـ حمل‌، عرضه‌، فروش‌ و صدور جانوران‌ وحشي‌ زنده‌ يا كشته‌ و اجزاي‌ آنها بدون‌ كسب‌ پروانه‌ و يا مجوز از سازمان‌
.

دـ از بين‌ بردن‌ رستني‌ها از جمله‌ قطع‌ درختان‌، خارزني‌، بوته‌كني‌ و تعليف‌ غيرمجاز در مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و پناهگاه‌هاي‌ حيات‌ وحش‌ و تجاوز و تخريب‌ در اين‌ مناطق‌.

 

ماده‌ 11ـ هر كس‌ مرتكب‌ اعمال‌ زير شود به‌ جزاي‌ نقدي‌ از يك‌ ميليون‌ و پانصدهزار (1500000) ريال‌ تا سه‌ميليون(3000000) ريال‌ يا حبس‌ از 91 روز تا 6 ماه‌ محكوم‌ مي‌شود.

الف‌ـ شكار و صيد در فصول‌ و ساعات‌ ممنوع‌ مقرر
.

ب‌ـ مبادرت‌ به‌ شكار و صيد در مناطق‌ ممنوع‌ و يا خلاف‌ محدوديت‌ها و ممنوعيت‌هايي‌ كه‌ سازمان‌ در حدود اختيارات‌ قانوني‌ خود تعيين‌ و آگهي‌ كرده‌ است‌ و شكار غيرمجاز در قرقهاي‌ اختصاصي‌
.

ج‌ـ شكار و صيد با وسايل‌ و از طرق‌ غيرمجاز و يا شكار با استفاده‌ از اسلحه‌ ديگران‌
.

دـ تخريب‌ چشمه‌ها و آبشخور حيوانات‌ در مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و پناهگاههاي‌ حيات‌ وحش
.

هـ اقدام‌ به‌ صدور و ورود حيوانات‌ وحشي‌ موضوع‌ ماده‌ (7) اين‌ قانون‌ به‌ صورت‌ غيرمجاز.

 

ماده‌ 12ـ هر كس‌ مرتكب‌ اعمال‌ زير شود به‌ مجازات‌ حبس‌ از ســه‌ ماه‌ تا سه‌ سال‌ و يا به‌ جزاي‌ نقدي‌ از يك‌ ميليون‌ و پانصدهزار (1500000) ريال‌ تا هجده‌ ميليون‌ (18000000) ريال‌ محكوم‌ مي‌شود.

الف‌ـ شكار و صيد جانوران‌ وحشي‌ حمايت‌ شده‌ بدون‌ داشتن‌ پروانه‌ ويژه‌
.

ب‌ـ شكار و صيد در مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و پناهگاههاي‌ حيات‌ وحش‌ بدون‌ تحصيل‌ پروانه‌ ويژه‌ و صيد غيرمجاز در رودخانه‌هاي‌ حفاظت‌ شده
.

ج‌ـ از بين‌ بردن‌ رستني‌ها و تعليف‌ و تخريب‌ در پاركهاي‌ ملي‌ و آثار طبيعي‌ ملي‌ و هر گونه‌ تجاوز و فعاليت‌ غير مجاز در اين‌ گونه‌ مناطق‌
.

د ـ آلوده‌ نمودن‌ آب‌ رودخانه‌ها، درياچه‌ها و تالابهاي‌ حفاظت‌ شده‌، چشمه‌ها و آبشخورها به‌ موادي‌ كه‌ باعث‌ آلودگي‌ آب‌ و از بين‌ رفتن‌ آبزيان‌ شود
.

ماده‌ 13ـ هر كس‌ مرتكب‌ اعمال‌ زير شود به‌ مجازات‌ حبس‌ از نود و يك‌ روز تا سه‌ سال‌ يا جزاي‌ نقدي‌ از يك‌ ميليون‌ و هشتصد هزار (1800000) ريال‌ تا بيست ‌ميليون‌ (20000000) ريال‌ و در صورت‌ تكرار به‌ هر دو مجازات‌ محكوم‌ مي‌شود
.

الف‌ـ شكار جانوران‌ وحشي‌ كمياب‌ ودر معرض‌ خطرانقراض‌ از قبيل‌ جيبير، گورخر، گوزن‌ زرد ايراني‌، يوزپلنگ‌، تمساح‌ (كروكوديل‌)، هوبره‌ و ميش‌ مرغ‌
.

ب‌ـ شكار در پاركهاي‌ ملي‌
.

ج‌ـ شكار، صيد و يا كشتار جانوران‌ وحشي‌ با استفاده‌ از سموم‌ و مواد منفجره‌ و امثال‌ آن‌ و شكار به‌ صورت‌ تعقيب‌ با استفاده‌ از وسيله‌ نقليه‌ موتوري‌ و همچنين‌ كشتار آنان‌ به‌ طريق‌ جرگه‌ و محاصره‌ دسته‌ جمعي‌
.

دـ مبادرت‌ به‌ اقداماتي‌ كه‌ موجبات‌ آلودگي‌ آب‌ درياي‌ خزر و خليج‌ فارس‌ و درياي‌ عمان‌ با مواد غير نفتي‌ را فراهم‌ آورده‌ و باعث‌ مرگ‌ و مير آبزيان‌ يا به‌ خطر افتادن‌ محيط‌زيست‌ آنان‌ شود
.

هـ ايجاد يا فراهم‌ كردن‌ مقدمات‌ آتش‌ سوزي‌ در پاركهاي‌ ملي‌ و آثار طبيعي‌ ملي‌ و مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ يا پناهگاههاي‌ حيات‌ وحش‌ بر اثر بي‌مبالاتي‌ يا عدم‌ رعايت‌ مقررات‌ محيط‌زيست‌ و يا تخلف‌ از نظامات‌ دولتي‌
.

تبصره‌ 1ـ در صورت‌ ايجاد آتش‌ سوزي‌ عمدي‌ در پاركهاي‌ ملي‌ و آثار طبيعي‌ ملي‌، مرتكب‌ به‌ مجازاتهاي‌ مقرر در ماده‌(675) قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ محكوم‌ خواهد شد
.

تبصره‌ 2ـ هركس‌ مبارت‌ به‌ زنده‌گيري‌، شكار،خريد، فروش‌، حمل‌، نگهداري‌ و صدور پرندگان‌ شكاري‌ از قبيل‌ شاهين‌، بحري‌، بالابان‌ و دليجه‌ كند علاوه‌ بر محكوميت‌ به‌ حداكثر مجازات‌ حبس‌ مقرر در اين‌ ماده‌ به‌ جزاي‌ نقدي‌ از يك‌ ميليون‌ و هشتصد هزار (1800000) تا بيست‌ ميليون‌ (20000000) ريال‌ محكوم‌ خواهد شد
.

ماده‌ 14ـ وسائل‌ شكار و صيد از قبيل‌ تفنگ‌، فشنگ‌، نورافكن‌، دوربين‌ چشمي‌، تور و قلاب‌ ماهيگيري‌ و ساير ادوات‌ ارتكاب‌ جرم‌ كه‌ مرتكبان‌ اعمال‌ ياد شده‌ بالا به‌ همراه‌ دارند و همچنين‌ موتورسيكلت‌هايي‌ كه‌ مرتكبان‌ اعمال‌ بالا به‌ طور مستقيم‌ براي‌ شكار مورد استفاده‌ قرار مي‌دهند توسط‌ سازمان‌ توقيف‌ و اين‌ وسائل‌ تا خاتمه‌ رسيدگي‌ و صدور حكم‌ قطعي‌ زير نظر سازمان‌ به‌ صورت‌ اماني‌ نگهداري‌ شده‌ و دادگاه‌ پس‌ از صدور حكم‌ نسبت‌ به‌ اموال‌ ياد شده‌ تعيين‌ تكليف‌ مي‌كند
.

ماده‌ 15ـ شروع‌ به‌ شكار جانوران‌ وحشي‌ بر خلاف‌ مقررات‌ اين‌ قانون‌ قابل‌ تعقيب‌ و مجازات‌ مي‌باشد و مرتكب‌ به‌ حداقل‌ مجازات‌ مقرر محكوم‌ خواهد شد
.

ماده‌ 16ـ در صورت‌ تكرار جرائم‌ پيش‌بيني‌ شده‌ در مواد 11 و 12 اين‌ قانون‌ مرتكب‌ به‌ اشد مجازات‌ محكوم‌ خواهد شد.

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 22:43 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 15 شهریور1389

دوربین کشی در شکارگاه

امروز بعد از اذان صبح ، به همراه برادرم به یکی از سد های حاشیه ی تبریز رفتیم ، تا هم هوایی تازه کنیم و هم در شکارگاه دوربین کشی کرده و اوضاع را برای فصل شکاری که در پیش رو داریم بسنجیم. وقتی رسیدیم آفتاب کم کم نور افشانی اش را آغاز کرده و هوای بسیار مطبوع و خنکی حاکم بود که روح انسان را شاداب می کرد. جمعا ۱۰تا اردک تو سد بود که در تصاویر هم مشخص هستند.

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 16:59 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 14 شهریور1389

آیا لذت شکار ، نکوهیده و ناجوانمردانه است؟

در نگاه اول ، درست به نظر می رسد که شکار کردن و کشتن جانداران برای ارضای میل لذت جویی در آدمی ، خود خواهانه و ظالمانه است. برخی دوستداران طبیعت و جانوران عقیده دارند که شکارچیان تشنه خون اند. زیرا هزاران سال است که انسان از مرحله ی غار نشینی گذشته و در تمدن انسانی امروز ، غیر از اسکیموها و برخی بومیان اعماق جنگل ها و الته موارد نادر انسانهای نیازمند ، دیگر کسی تنها به منظور تهیه گوشت روزانه به شکار وابسته نیست.

به هر حال ، امروزه شکار فعالیتی برای لذت بردن است و به صورت بالقوه ، مثلا در شرایطی که گونه ای از شکار در خطر انقراض قرار داشته باشد ، می تواند آسیب های جبران ناپذیری به بار بیاورد (شکار در این شرایط خلاف شکار پایدار است). اما آیا تمام اموری که آدمی در طول حیات خویش انجام می دهد ، تنها برای رفع نیازهای اساسی وی است؟

همین صرف زندگی روزمره بیش از ۸/۶ میلیارد انسان روی کره زمین و لذت های کوچک در زندگی آنها ، منابع طبیعی را تحلیل می برد. طبیعت را آلوده می کند و به محیط زیست آسیب می زند ، اما وقتی حرف از تخریب محیط زیست و انقراض نسل جانوران به میان می آید ، راحت ترین کار این است که یقه شکارچیان را بگیرند. آیا دخل و تصرفی که شکار مجاز و پایدار در طبیعت انجام می دهد را می توان با آلودگی ناشی از دود ماشین ها ، کارخانه ها ، پالایشگاه ها ، امواج ماهواره ای و ... و تاثیر مخرب آنها برمحیط زیست مقایسه کرد؟ باید جلوی شکار غیر مجاز گرفته شود ، اما آیا کسی یقه راننده ماشین های تک سرنشینی که هر روز در خیابان های شهر دود به خورد آسمان می دهند را می گیرد؟ آیا هیچ کس به این فکر می کند که پاکت های پلاستیکی که در خرید روزمره به خانه می آیند و دور ریخته می شوند ، روزی کره زمین را خفه خواهند کرد؟

هدف این نیست که معین کنیم چه کسی مقصر است. حتی منظور این نیست که انگشت اتهامی را که به سمت شکارچیان نشانه می ورد ، به سوی افراد دیگر بچرخانیم ، بلکه هدف ما یادآوری این نکته است که انگیزه شکار ، امروز به درستی نوعی لذت است ، اما این لذت در سرشت انسان و احساس نزدیکی وی به طبیعت ریشه دارد. چه بسا لذت های بیشمار دیگری که اصلا به چشم نمی آیند ، اما برای طبیعت و جانوران بسیار مضر است.

منبع: بخشی از مقاله شکار پایدار ، به قلم دکتر فاطمه سلطانزاده - مهدی صفایی قلاتی ، مجله شکار و طبیعت ، شماره ۱۱۶ ، ص ۳

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 12:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 شهریور1389

طبیعت روستای اینجار - قسمت دوم

قارچ سنگی

روستای اینجار و کوه هشتسر از نمایی دور

 حاشیه قره چای و کوههای قوتانلو

کوههای بسیار زیبا

غار بیلدیران:

بزرگترین غار منطقه هوراند است که ابهت و عظمتی وصف ناشدنی دارد. عرض دهنه ی این غار تقریبا ۵۰ متر ، عمق در کوه آن بیش از ۳۰ متر و ارتفاع آن ۲۱ متر می باشد. 

 

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 16:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 2 شهریور1389

شکارچیان و سازمان محیط زیست

چندین سال است که به دلایل مختلف ، نحوه صدور پروانه شکار پرنده از روال عادی خود خارج گشته و نظم فصول مختلف شکار را بر هم زده است. در سالهای نه چندان دور نظمی نسبی بر سیاست صدور پروانه های شکار پرنده حاکم بود که اکنون نه تنها شاهد آن نظم نسبی نیستیم ، بلکه نوعی سردرگمی را در این پروسه مشاهده می کنیم. با توجه به اینکه انواع پرندگان وحشی قابل شکار در کشور زندگی می کنند ، ما نیز باید سیاست هایمان را با این شرایط تنظیم کنیم. مثال این سخن را در استان آذربایجان شرقی (محل زندگی نگارنده) از نظرتان می گذرانم. در استان مزبور پرندگان خشک زی مانند کبک ، کبک چیل ، کبوتر جنگلی ، کبوتر چاهی ، بلدرچین ، باقرقره و پرندگان آبزی مانند انواع مختلف اردک ، غاز خاکستری ، چنگر و ... زندگی می کنند یا به این استان مهاجرت دارند. همانطور که مستحضرید زمان حضور این پرندگان یکسان نیست. برای مثال پرندگانی چون بلدرچین و کبوتر جنگلی و باقرقره را به هیچ وجه نمی توان در زمان حضور اردک ها و غاز و کبک پیدا کرد. زیرا با سرد شدن هوا ، این پرندگان به مناطق گرمسیر مهاجرت می کنند. بنابراین نمی توان برای همه ی این پرندگان یک فصل شکار و یک پروانه شکار صادر کرد. پرندگانی چون بلدرچین و کبوتر جنگلی و باقرقره از جمعیت نسبتا خوبی در کشور برخوردارند و همچنین اغلب شکارچیان تمایل زیادی برای شکار این نوع پرندگان نشان می دهند. اما زمانی که سیاست سازمان در قبال صدور پروانه را می نگریم با این مشکل مواجه می شویم که برای همه ی پرندگان فوق یک پروانه شکار و یک فصل انتخاب گشته است. ما می توانیم برای اصلاح کمبود ها و تناقض ها از سیاست های سایر کشورها الگو برداری کنیم و نظمی پایدار به مسایل شکار دهیم. برای مثال در کشور ایرلند که جمعیتی قریب به ۵/۴ میلیون نفر دارد ، ۳۰۰ هزار شکارچی مسلح وجود دارد که تقریبا ۷/۶ درصد کل جمعیت است. یعنی از هر ۱۵ نفر ۱ نفر شکارچی است. حال نگاهی گذرا به سیاست صدور پروانه شکار پرنده در این کشور خواهیم داشت. زمان مجاز برای شکار باقرقره جنگلی از ۱۰ شهریور تا ۸ مهر همان سال می باشد. شکار اردک وحشی از ۱۰ شهریور تا ۱۱ بهمن همان سال است. پروانه شکار کبک هم از ۱۰ آبان تا ۱۱ بهمن همان سال صادر می شود. غاز کانادایی و غاز وحشی اروپایی را نیز از ۱۰ شهریور تا ۲۳ مهر همان سال می توان شکار کرد. اینها نمونه ای از نحوه صدور پروانه شکار پرندگان وحشی در ایرلند می باشد. ما نیز می توانیم چنین رویه ای را متناسب با شرایط کشور خود برای صدور پروانه شکار پرنده اعمال کنیم. تا هم نوعی درآمد زایی برای سازمان باشد و هم شکارچیان بتوانند در فصول مختلف به شکار پرنده دلخواه خود مبادرت ورزند. در این صورت است که سازمان در مقابل مطالبات بحق شکارچیان سردرگم عمل نخواهد کرد. و شاهد چنین وضعیتی در عرصه شکار و طبیعت نخواهیم بود. این یک پیشنهادی است که می تواند با مطالعه و تحقیق دقیق ، بسیار بهتر و منظم تر به مرحله ی اجرا درآید. امیدواریم که سازمان به خواسته های بیش از ۷۰۰ هزار شکارچی حاضر در کشور پاسخی مناسب و در خور شان دهد.    

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 13:58 |  لینک ثابت   • 

جمعه 22 مرداد1389

طبيعت روستاي اينجار - قسمت اول

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 22:53 |  لینک ثابت   • 

شنبه 19 تیر1389

درختان کهنسال روستای اینجار

پس از مدت ها ، پنجشنبه هفته گذشته فرصتی پیش آمد تا همراه پدر و یکی از آشنایان به روستای اینجار رفتیم (روستای اینجار روستای پدری من است). هدفمان گشتی در طبیعت بی بدیل و منحصر بفرد روستای اینجار بود. البته این نکته را نیز باید اضافه کنم که طبیعت این روستا به دو قسم کوهها و باغات آن تقسیم می شود و ما این بار به باغات این روستا که از درختان توت ، گردو و زغال اخته تشکیل می شود رفته بودیم. آبشاری هم که به آبشار اینجار معروف شده (البته نه در روستا) در مسیر ما قرار داشت. اما در بین راه با دیدن درخت گردوی تنومندی تصمیم گرفتم از درختان بالای ۲۰۰ سال هم گزارشی تصویری ثبت کنم. در روستای اینجار ۴ درخت گردوی بالای ۲۰۰ سال وجود دارد که شنیدیم کهن سال ترین آنها را قطع کرده اند. البته دیدن سایر درختان هم خالی از لطف نبود. در زیر تصاویری زیبا از این طبیعت گردی را تقدیم حضورتان می کنم :

بزرگترین و کهنسال ترین درخت روستای اینجار با بیش از ۲۵۰ سال قدمت - اندازه دور تنه ۵ متر

دومین درخت قدیمی روستا که بیش از ۲۰۰ سال از عمرش می گذرد - دور تنه ۵/۴ متر

و آخرین درختی که بالای ۲۰۰ سال قدمت دارد - دور تنه ۵/۳ متر

 

بقیه تصاویر که بسیار هم زیبا هستند را در ادامه مطلب مشاهده نمایید  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 22:26 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 15 تیر1389

آقای مدیر کل ...!

   دودی که از دل جنگل بلند می شود!

آیا شما در تصویر زیر ویلا می بینید؟

و راهی که از دل جنگل انبوه می گذرد!

این فرهنگ دوستی با طبیعت است.

قلعه بابک از نمایی دور

با وضعیت فوق ، اصلا لذت نبردم

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 17:9 |  لینک ثابت   • 

شنبه 29 خرداد1389

قیمت های جدید اسلحه های شکاری

یکی از آشنایان به بنده سفارش کرده بود تا اسلحه ی تک لولی برای ایشان خریداری نمایم. بهانه ای شد تا ما هم بر خلاف رسم مالوفمان ، راهمان را کج کرده و برسیم به شهرستان زیبای کلیبر و خدمت دوست بسیار عزیزم ، آقای نصیری(فروشگاه مجاز اسلحه و مهمات شکاری نخجیر۳). مثل همیشه اسلحه های مختلفی در مغازه بخصوص ویترین داشتند (البته این بار محدودتر). پس از احوال پرسی و تعارفات معمول ، شروع به دیدن اسلحه ها کردیم. پس از اینکه سلاح مورد نظر را پسندیدم ، نگاهی به قیمت و ظاهر سایر سلاح ها کردیم. در زیر نظرتان را به قیمت و تعدادی تصویر از سلاح ها جلب می کنم.

نوع سلاح

كشور سازنده

قيمت

5 تير دستكش

تركيه

3300000

5 تير نیمه خودکار

تركيه

3200000

تك لول پران

ایژ روسيه

2300000

تك لول پران

ایژ روسيه

2500000

تك لول

تركيه

1300000

گلوله زني خفيف

وينچستر آمريكا

2500000

گلوله زني خفيف

تريكو آلمان

2300000

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 1:31 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 16 خرداد1389

به دنبال كبك

روز شنبه فرصتي دست داد تا خود را به شكارگاهي در ۳۵ كيلومتري شهرستان اهر برسانم. با توجه به بارندگي هاي بهاري بي سابقه (در ۱۵ سال اخير) در منطقه ، پوشش مناسب گياهي در تمام نقاط ديده مي شود. طبيعت بسيار زيبا و چشم نوازي پيش و رويم بود. از فاصله اي نه چندان دور صداي كبك نري به گوش مي رسيد. تمركز كردم تا محل كبك را محاسبه كنم. پس از چند بار تكرار آواز بالاخره جاي كبك را پيدا كردم. مسيري را انتخاب كردم تا هم سريع تر به نزديكي كبك برسم و هم اينكه از ديد كبك دور باشم ، تا بتوانم به كبك نزديك شوم. يكي دو دره كوچك را طي كردم اما ناگهان متوجه پرواز كبك شدم. خودش را به طرف راست من سوق داد و بر روي سنگي نشست. باز هم شروع به آواز كرد. با حركت من به سرعت سربالايي را پيش گرفت و دور تر شد. من هم مسير كبك را دنبال كردم تا بلكه تصويري از آن ثبت كنم. احتمال مي دادم بسيار دورتر از آنچه فكر مي كردم رفته باشد. اما ناگهان از ۳۰-۲۰ متري من پرواز كرد. راهم را ادامه دادم. پس از چند دقيقه ، حركت چند پرنده بر روي زمين نظرم را جلب كرد. برايم قابل باور و حتي تصور هم نبود. يك كبك ماده با ۱۸-۱۷ جوجه تقريبا يك هفته اي. بسيار سريع و چالاك به طرف بالا مي دويدند. فاصله براي عكسبرداري آن هم با گوشي موبايل زياد بود. اما آنچه مي ديدم برايم بسيار مهيج و با ارزش بود. همانطور كه بالا هم عرض كردم ، به دليل بارش هاي فراوان امسال كبك ها جوجه هاي زياد تري نسبت به سالهاي پيشين خواهند داشت. در سال گذشته هر كبك ماده حدودا ۹ الي ۱۳ جوجه داشت اما امسال در حدود ۱۲ الي ۲۰ جوجه هم ديده شده است. كبك قانون تنظيم خانواده را بسيار دقيق انجام مي دهد. كم كم هوا رو به تاريكي مي گذاشت و من بايد بر مي گشتم. باز صداي چند كبك نر نظرم را جلب كرد. اما فرصتي نبود و بايد هر چه سريع تر بر مي گشتم. در پايان چند تصوير از شكارگاه مذكور را تقديم مي نمايم.

نوشته شده توسط ناصر آتش زای در 16:47 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر